دوستان عزیز این کانال را به دیگر دوستان خود معرفی نموده تا به جمع ما پیوسته و همراه شوند
بهایی نیوز
خبر،مجله و برنامه تصویری
@bahainews ]
وقتی که تحجر در می زند
پروژه حذف دگراندیشان پس از انقلاب اسلامی زمانی کلید خورد که جمهوری اسلامی تحمل دگر اندیشان را نداشت. حذف دگراندیشان سیاسی به نوعی می توان گفت یک حرکت کاملا انقلابی محسوب می شود اما زمانی که جمهوری اسلامی بر پایه آرای فقهای شیعه دست به قلع و قمع شهروندان بهایی زد جامعه بهایی نیز بجای واکنش در مقابل این رفتار سعی بر صلح مداری و تظلم خواهی و دادخواهی در مجامع بین المللی کرد. حال در این وصف بسیاری از معاندین دیانت بهایی با شدت بخشیدن به فعالیت های خود و همچنین رویکرد خشونت آمیز نسبت به شهروندان بهایی نشان دادند که حب و بغض بسیاری نسبت به این دیانت داشته و بیشتر بر پایه کینه شخصی رفتار می کنند.
پس از سالها گذر انقلاب و به نوعی نرسیدن فرزند صالح انقلابی افرادی همچون حسن ارشاد و دیگر معاندین همچنان دست به جفا بر عقل و انسانیت زده و تلاش دارند کینه خود را با جعل تاریخی و استنباط خودی و ناخودی دست به ادامه تخریب ناعادلانه خود بزنند.
چند روزی بر این تصور هستم که چه می شود که یک انسان بجای هویت شناسی انسانی افراد بر هویت دینی افراد توجه کند و همین امر موجب شود که این شخص به خود اجازه دهد باور قلبی خود را و یا بهتر است بگویم اعتقاد رادیکال خود را، مبنای رفتار با دیگران قرار داده و اگر کسی همسو با اعتقاد وی نبود، را راضی به مرگش بخواند و در نتیجه اگر قضاوتی هم می کند عقیده خود را بر قضاوت خویش قرار دهد که به این صورت هر ظلمی بر شهروندان بهایی را یک امر طبیعی و لازم خطاب کند.
گاهی فکر میکنم دلیل برآشفته شدن این افراد در مقابل دگراندیشان چیست در حالی که این برآشفتگی زمانی هم صورت می گیرد که شهروندان بهایی تنها در مقابل ظلم ها اعتراض می کنند؟ این افراد با چنان قصاوتی علیه شهروندان بهایی هجوم می آورند که انگار هر میزان قصاوت بیشتر نشان دهند، مسلمانی خود را بیشتر نمایان ساخته اند، حال بگذریم از اینکه اگر یک مسلمان در هر کشور، کوچکترین ظلمی به وی شود همین افراد ندا سر می دهند که چرا با دگراندیشان مذهبی اینگونه برخورد می شود و هرگز خطاهای بزرگ خود را نمی بینند و صدها مرتبه آن را در رسانه میلی خود پخش می کنند که ای وای و ای وامصیبتا که یک مسلمان در یک کشور به طور مثال برقعه آن را منع کرده اند.باز ندا می دهند که حقوق بشر برای مسلمانان بجا نشده است اما همین افراد وقتی بهائیان را اعدام کردند در شهر شیرینی پخش کردند، وقتی بهائیان را شکنجه کردند از ته دل قهقه زدند، وقتی بهائیان را ترور کردند به آن ترور گر دست مریزاد گفتند، وقتی به یک بهائی گفتند نجس به آن فرد مقام دادند، وقتی به یک بهائی گفتند تو کار نباید داشته باشی به آن افراد مقام رئیسی دادند وقتی به بهائیان گفتند که شما حق تحصیل ندارید همان افراد استاد دانشگاه شدند حال از تمامی این حرفها بگذریم وقتی از مرده یک بهائی نیز می ترسند آدمی سربه کجا زند؟
می خواهم خطاب به حسن ارشاد بگویم که چطور از یک سوال برآشفته شدند و دست به نوشتن در صفحه نقد تخصصی بهائیت شدند و بیش از 15 دقیقه وقت پولی خود را در تلویزیون نامفهمومی با عنوانش به نام "مردم تی وی" گذاشتند تا بگویند که بهائی نیوز یک نهاد خبری نیست! می خواهم روی سخنم با ایشان باشد که چطور سوال مشخص جناب مرتضی اسماعیل پور را مبنی بر محکوم کردن و یا نکردن ظلم های حکومت اسلامی را در مقابل دیانت و شهروندان بهایی طفره رفته و پاسخی نداده است . آقای ارشاد معلوم است کسی که اعدام های شهروندان بهایی را محکوم نکند منتقد نیست و تنها وی یک دشمن دیانت بهایی است زیرا او به مرگ انسانها راضی است و مرگ انسانها را یک عمل انقلابی می خواند. میخواهم به ایشان بگویم چطور میشد اگر مرگ انسانها را محکوم می کرد جز اینکه خود ایشان موافق این هستند که امروز آن اعدام ها را به نوعی تایید می کنند. باز روی سخنم با ایشان است که چطور محرومیت های اجتماعی و اقتصادی شهروندان بهایی را می بیند و در جواب به سوال جناب اسماعیل پور در ویدئوخود شروع به دروغ پراکنی می کند . در هر صورت ما بهائی ها ظلم از اول انقلاب کم ندیده ایم. امروز اگر این دلنوشته را مینویسم برای این است که افرادی چون ارشاد و دیگران بسیار هستند، افرادی که ناآگاهانه و گاه آگاهانه دست به ترور عقیدتی دیگر شهروندان ایرانی می زنند. بعضی ها چشم هایشان را بسته اند و مدام می گویند مرگ بر فلانی مرگ بر آن دین و مرگ بر این دین. ای کاش این شهروندان ایرانی و بیشتر شهروندان اسلامی ( خود را اینگونه دوست دارند بنامند) بجای مرگ گفتن ها به زیستن ها فکر می کردند، ای کاش ارشاد و یا ناارشادها می فهمیدند که حرمت و کرامت انسانی پیش از هر عقیده ای محترم است. ای کاش اینها معنای انسانیت را درک می کردند و می گفتند دین آن فرد هیچ ارتباطی با دین من ندارد همانا مولای آنها گفته است کسی را بخاطر دین کسی دیگر مجازات نمی کنند. اما اینها قصد دارند به زور و زندان هم که شده همه را هم کیش خود کنند.
شاید این سوال اینجا لازم شود که بگویم آیا ظلم های که به شهروندان بهایی رفته است را دیده اید؟ یا اصلا خبر ندارید که در شهر چه خبر است!
دلنوشته من به پایان خود می رسد اما ظلم ها و تضعیقات این افراد به پایان خود یقینا نخواهد رسید. من ایمان دارم که ما در فردای ایران مقدس همگی با تعامل مثبت بین شهروندان بهایی و غیربهایی زندگی خواهیم کرد.
لاله خانه باز
فعال حقوق بشر و یکی از مسئولین مجموعه بهائی نیوز https://www.facebook.com/bahaicampaigon/photos/a.507943139318982.1073741827.500035140109782/927869250659700/?type=3&theater




























http://hoghooghebashar.com
