Pages

Saturday, January 30, 2016

دلنوشته ای پس از روزهای پر از توهین و تهدید از سوی معاندین

 دوستان عزیز این کانال را به دیگر دوستان خود معرفی نموده تا به جمع ما پیوسته و همراه شوند
 بهایی نیوز
خبر،مجله و برنامه تصویری
@bahainews ]

وقتی که تحجر در می زند 

پروژه حذف دگراندیشان پس از انقلاب اسلامی زمانی کلید خورد که جمهوری اسلامی تحمل دگر اندیشان را نداشت. حذف دگراندیشان سیاسی به نوعی می توان گفت یک حرکت کاملا انقلابی محسوب می شود اما زمانی که جمهوری اسلامی بر پایه آرای فقهای شیعه دست به قلع و قمع شهروندان بهایی زد جامعه بهایی نیز بجای واکنش در مقابل این رفتار سعی بر صلح مداری و تظلم خواهی و دادخواهی در مجامع بین المللی کرد. حال در این وصف بسیاری از معاندین دیانت بهایی با شدت بخشیدن به فعالیت های خود و همچنین رویکرد خشونت آمیز نسبت به شهروندان بهایی نشان دادند که حب و بغض بسیاری نسبت به این دیانت داشته و بیشتر بر پایه کینه شخصی رفتار می کنند.
پس از سالها گذر انقلاب و به نوعی نرسیدن فرزند صالح انقلابی افرادی همچون حسن ارشاد و دیگر معاندین همچنان دست به جفا بر عقل و انسانیت زده و تلاش دارند کینه خود را با جعل تاریخی و استنباط خودی و ناخودی دست به ادامه تخریب ناعادلانه خود بزنند. 
چند روزی بر این تصور هستم که چه می شود که یک انسان بجای هویت شناسی انسانی افراد بر هویت دینی افراد توجه کند و همین امر موجب شود که این شخص به خود اجازه دهد باور قلبی خود را و یا بهتر است بگویم اعتقاد رادیکال خود را، مبنای رفتار با دیگران قرار داده و اگر کسی همسو با اعتقاد وی نبود، را راضی به مرگش بخواند و در نتیجه اگر قضاوتی هم می کند عقیده خود را بر قضاوت خویش قرار دهد که به این صورت هر ظلمی بر شهروندان بهایی را یک امر طبیعی و لازم خطاب کند.
گاهی فکر میکنم دلیل برآشفته شدن این افراد در مقابل دگراندیشان چیست در حالی که این برآشفتگی زمانی هم صورت می گیرد که شهروندان بهایی تنها در مقابل ظلم ها اعتراض می کنند؟ این افراد با چنان قصاوتی علیه شهروندان بهایی هجوم می آورند که انگار هر میزان قصاوت بیشتر نشان دهند، مسلمانی خود را بیشتر نمایان ساخته اند، حال بگذریم از اینکه اگر یک مسلمان در هر کشور، کوچکترین ظلمی به وی شود همین افراد ندا سر می دهند که چرا با دگراندیشان مذهبی اینگونه برخورد می شود و هرگز خطاهای بزرگ خود را نمی بینند و صدها مرتبه آن را در رسانه میلی خود پخش می کنند که ای وای و ای وامصیبتا که یک مسلمان در یک کشور به طور مثال برقعه آن را منع کرده اند.باز ندا می دهند که حقوق بشر برای مسلمانان بجا نشده است اما همین افراد وقتی بهائیان را اعدام کردند در شهر شیرینی پخش کردند، وقتی بهائیان را شکنجه کردند از ته دل قهقه زدند، وقتی بهائیان را ترور کردند به آن ترور گر دست مریزاد گفتند، وقتی به یک بهائی گفتند نجس به آن فرد مقام دادند، وقتی به یک بهائی گفتند تو کار نباید داشته باشی به آن افراد مقام رئیسی دادند وقتی به بهائیان گفتند که شما حق تحصیل ندارید همان افراد استاد دانشگاه شدند حال از تمامی این حرفها بگذریم وقتی از مرده یک بهائی نیز می ترسند آدمی سربه کجا زند؟


می خواهم خطاب به حسن ارشاد بگویم که چطور از یک سوال برآشفته شدند و دست به نوشتن در صفحه نقد تخصصی بهائیت شدند و بیش از 15 دقیقه وقت پولی خود را در تلویزیون نامفهمومی با عنوانش به نام "مردم تی وی" گذاشتند تا بگویند که بهائی نیوز یک نهاد خبری نیست! می خواهم روی سخنم با ایشان باشد که چطور سوال مشخص جناب مرتضی اسماعیل پور را مبنی بر محکوم کردن و یا نکردن ظلم های حکومت اسلامی را در مقابل دیانت و شهروندان بهایی طفره رفته و پاسخی نداده است . آقای ارشاد معلوم است کسی که اعدام های شهروندان بهایی را محکوم نکند منتقد نیست و تنها وی یک دشمن دیانت بهایی است زیرا او به مرگ انسانها راضی است و مرگ انسانها را یک عمل انقلابی می خواند. میخواهم به ایشان بگویم چطور میشد اگر مرگ انسانها را محکوم می کرد جز اینکه خود ایشان موافق این هستند که امروز آن اعدام ها را به نوعی تایید می کنند. باز روی سخنم با ایشان است که چطور محرومیت های اجتماعی و اقتصادی شهروندان بهایی را می بیند و در جواب به سوال جناب اسماعیل پور در ویدئوخود شروع به دروغ پراکنی می کند . در هر صورت ما بهائی ها ظلم از اول انقلاب کم ندیده ایم. امروز اگر این دلنوشته را مینویسم برای این است که افرادی چون ارشاد و دیگران بسیار هستند، افرادی که ناآگاهانه و گاه آگاهانه دست به ترور عقیدتی دیگر شهروندان ایرانی می زنند. بعضی ها چشم هایشان را بسته اند و مدام می گویند مرگ بر فلانی مرگ بر آن دین و مرگ بر این دین. ای کاش این شهروندان ایرانی و بیشتر شهروندان اسلامی ( خود را اینگونه دوست دارند بنامند) بجای مرگ گفتن ها به زیستن ها فکر می کردند، ای کاش ارشاد و یا ناارشادها می فهمیدند که حرمت و کرامت انسانی پیش از هر عقیده ای محترم است. ای کاش اینها معنای انسانیت را درک می کردند و می گفتند دین آن فرد هیچ ارتباطی با دین من ندارد همانا مولای آنها گفته است کسی را بخاطر دین کسی دیگر مجازات نمی کنند. اما اینها قصد دارند به زور و زندان هم که شده همه را هم کیش خود کنند.
شاید این سوال اینجا لازم شود که بگویم آیا ظلم های که به شهروندان بهایی رفته است را دیده اید؟ یا اصلا خبر ندارید که در شهر چه خبر است!
دلنوشته من به پایان خود می رسد اما ظلم ها و تضعیقات این افراد به پایان خود یقینا نخواهد رسید. من ایمان دارم که ما در فردای ایران مقدس همگی با تعامل مثبت بین شهروندان بهایی و غیربهایی زندگی خواهیم کرد.
لاله خانه باز

فعال حقوق بشر و یکی از مسئولین مجموعه بهائی نیوز https://www.facebook.com/bahaicampaigon/photos/a.507943139318982.1073741827.500035140109782/927869250659700/?type=3&theater

یادداشت فوق دلنوشته یکی از همکاران مجموعه بهایی نیوز است که کمپین نه به آزار و زندان هموطنان بهایی آن را منتشر کرده است. این یادداشت از سوی مجموعه بهایی نیوز بازنشر می شود 

وصیت سر لشگر


آرزوی #کودک مبتلا به #سرطان

آرزوی #کودک مبتلا به #سرطان برای #پلیس شدن برآورده شد.

در اهواز با کمک نیروی انتظامی و یک مرکز خیریه عباس، کودک مبتلا به سرطان به آرزوی خود رسید.
در شهر اهواز، همه دست به دست یکدیگر داده اند تا عباس را به آرزویش برسانند.

عباس عبدالله‌زاده، کودک ۱۲ سالۀ مبتلا به سرطان نوروبلاستوم است. او آرزو دارد در آینده پلیس شود.

به کمک نیروی انتظامی اهواز و یک انجمن خیریه، عباس برای یک روز به آرزویش رسید.

چند سالی است که ایده کمک به #کودکان بیمار برای تحقق رویاهایشان در سراسر جهان در حال برگزاری است.

در امریکا مرکزی به نام «تحقق رویاها» وجود دارد که کودکان بیمار را برای یک روز به آرزوهایشان می رساند.

در انگلیس نیز مرکز «یک #آرزو کن» به انجام همین کار مشغول است.

در ایران هم پیش از این شاهد مواردی از این دست بوده ایم.

منبع سایت پرس تی وی

میزگرد «شرایط اقلیت‌ها و دگراندیشان در ایران»

میزگرد «شرایط اقلیت‌ها و دگراندیشان در ایران»

احترام به حقوق اقلیت‌های مذهبی و دگراندیشان یکی از شاخص‌های مهم سنجش #دموکراسی و #حقوق_بشر در هر جامعه‌ای است.

وضعیت و شرایط اقلیت‌های مذهبی مانند مسلمانان سنی، نوکیشان مسیحی، بهایی‌ها و دراویش در ایران چگونه است؟ گروه‌هایی که اعتقادی به هیچ دین یا مذهبی ندارند و خداناباور هستند در ایران چه شرایطی دارند؟

برخورد حکومت و مردم با این اقلیت‌ها و دگراندیشان چگونه است؟ آیا حکومت به آزادی‌ها و حقوق آنها احترام می‌گذارد؟ آیا مردم با آنها با رواداری برخورد می‌کنند؟

برای گفتگو پیرامون این پرسش‌ها چهارشنبه ۱۴ بهمن/ ۳ فوریه ساعت ۸ شب به وقت تهران در میزگرد «شرایط اقلیت‌ها و دگراندیشان» با ما همراه شوید.

مهمانان این برنامه آقایان مصطفی آزمایش، عرفان ثابتی و بهزاد مهرانی هستند.

لینک ورود به جلسه:  bit.ly/1RRt9dB

قلیان شکنی در سنندج

با شعار نه به #قلیان و #سیگار و شهری عاری از #دخانیات، بیش از ۱۵۰۰ قلیان روز جمعه در سنندج  شکسته شد.


عکس: سید مصلح پیر خضرانیان- ایرنا bit.ly/1VxkhId

صدور قرار وثیقه‌ای دیگر برای نرگس محمدی



در پی تشکیل پرونده جدید برای #نرگس‌محمدی  به دلیل شکایت مأموران اعزام کننده‌ی وی به بیمارستان ، قرار وثیقه دیگری به مبلغ ده میلیون تومان برای این زندانی‌ِ سیاسی صادر شد.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، شکایت از نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر در حالی صورت گرفته است که معاون دادستان تهران تصریح کرده بود، برخورد مأموران با خانم محمدی از جمله دست‌بند زدن به او، مناسب نبوده و اصلاح خواهد شد؛ اگرچه بر اساس اعتراض دوباره این زندانی سیاسی، تغییری در چگونگی اعزامش به بیمارستان صورت نگرفته است.

خانم محمدی پیش از این و در جریان اعزامش به بیمارستان، با ارسال دو نامه به دادستان تهران، از آنچه که رفتار ناشایست مأموران به هنگام انتقال به زندان می‌نامید، شکایت کرده بود.
از همین رو خانم محمدی معتقد است که او باید از رفتار نامناسب مأموران، شکایت می‌کرده است و نه آنان. او همچنین به دلیل حاضر نبودن وکیلش، از دفاع خودداری کرد.

این زندانی مدنی که به بیماری‌های آمبولی ریه و #فلج عضلانی مبتلا است، در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ بدون ارسال احضاریه از سوی دایره اجرای احکام، توسط نیروهای امنیتی- قضایی #بازداشت شد و از آن تاریخ تاکنون در #زندان به‌سر می‌برد.

نرگس محمدی که احتیاج به مراقبت‌های پزشکی دارد، با وجود گذراندن بیش از نصف زمان زندانش که شامل #آزادی مشروط می‌شود، همچنان محروم از اجرای این قانون است. همچنین او از داشتن اجازه تماس تلفنی و گفت‌وگو با فرزندانش محروم است.

این در حالی است که در پی بازداشت خانم محمدی، #کودکان خردسالش، به نزد پدرشان در فرانسه رفته‌اند.

منبع:وب‌سایت  كانون مدافعان حقوق بشر

#حقوق‌بشر #زندانی‌سیاسی

دیوارمهربانی در چین


پورشه، مردی که خودروسازی جهان را متحول کرد به مناسبت سال‌گرد درگذشت فردیناند پورشه

پورشه، مردی که خودروسازی جهان را متحول کرد به مناسبت سال‌گرد درگذشت فردیناند پورشه

, کودکی پس اندازش را صرف اطعام بی خانمان ها کرد



این پسربچه، ۱۲۰ دلاری رو که در یک سال گذشته پس انداز کرده بود رو خرج خرید و بسته بندی یک وعده ناهار برای


 #بی‌خانمان‌ها کرد. این پسر مهربان با این کار حسابی پدر و مادر خودش رو سورپرایز کرد. 

#سخاوت و #بخشندگی رو به نسل‌های آینده #آموزش بدیم 

منبع: بردپاندا


Friday, January 29, 2016

جهت فرهنگ سازی لطفا نشر دهید

 مطالب زیررا بخوانیم و تمرین کنیم وهرکسی را که دوست داریم به آنها هم این پیشنهاد را ارائه کنیمتاا
😎ما ایرانی هستیم بیایید نقص های فرهنگیمان را با هم ریشه کن کنیم....پس از این پس هرگز



👈از بچه ها نپرسیم پدرت را بیشتر دوست داری یا مادرت ؟


👈هرگز به بچه هایتان بیشتر دو سال شیر مادر ندهید و شخصیت آنها را وابسته دهانی نسازید.



👈از بچه های فامیل راجع به معدل درسیشان نپرسیم.


👈سرزده به خانه کسی نرویم.


👈راجع به متراژ و قیمت خانه صاحبخانه از او سوال نپرسید .راجع به قد و وزن و سن اشخاص و مسایل شخصی انها مثل  ایا نماز میخوانید  ایا روزه اید  سوال نپرسید.


👈وقتی برایمان مهمان می آید تلوزیون را خاموش کنیم .


👈از عروس و داماد خود به فرزندانمان بدگویی نکنیم.


👈وقتی پدر یا مادری فرزندش را تنبیه کرده جلوی بچه طرفداری بچه را نکنیم.


👈در تربیت فرزند دیگران حتی نوه هایمان هیچ دخالتی نکنیم.


👈هرگاه برای تولد بچه ای کادو میبرید اگر خواهر ,برادری دارد حتما برای آنها هم چیزی ببرید.


👈هدایایی را که برای ما مناسب نبودند به دیگران هدیه نکنیم.


👈بدون اجازه همسایه مهمانی با صدای موزیک بلند در منزل نگیریم.


👈در مکان های عمومی اگر فرد سالمندی ایستاده شما ننشینید.


👈در مترو و اتوبوس به افراد زل نزنید.


👈موقع رانندگی داخل ماشین بغلی را نگاه نکنید.


👈وقتی چراغ سبز میشود با بوق اعلان نکنید.


👈به رانندگی خانومها خرده نگیرید.


👈وقتی پیاده راه میروید اخم نکنید.


👈وقتی دوستانتان را بعد مدتی میبینید,هرگز 
نگویید :چقدر پیر شدی؟
👈یا ازبین رفتی.راجع به ظاهر کسی قضاوت نکنید.


👈به آرامی غذا بخورید.مخصوصا وقتی مهمان هستید بیشتر از کنار هم غذا خوردن لذت ببرید تا خود غذا.


👈باران که می آید کنار پیاده رو ها آهسته برانیم

👈هنگام برف شاخه درختان جلو خونه را تکون دهیم


👈به رستورانهای فست فود که میروید خودتان ظرف غذایتان را داخل سطل بیندازید.


👈همیشه زباله های خود را تفکیک کنید.همیشه در پله برقیها در سمت راست بایستید و سمت چپ را همیشه برای  مردمی که عجله دارند خالی بگذارید.
 در متروها و اتوبوسها بدانیم حق تقدم با  کسانی هست که قصد   پیاده شدن دارند سپس افرادی که سوار میشوند

👈تمام وقتتان را صرف سریالهای بی سر وته ترکی نکنید.به ورزش و مطالعه و یا دیدن فیلم های روز سینما بها دهید.


👈پولهای شما برای بانک های شهر نیستند.بیشتر خرج خودتان کنید و تا جایی که امکان دارد به مسافرت بروید.


👈اگر متاهل هستید هرگز بدون اطلاع همسرتان به جایی نروید.همیشه او را در جریان بگذارید.

👈همیشه حلقه ازدواج در دستتان باشد.اگر کوچک شده در اسرع وقت سایز آنرا درست کنید و به دست کنید.


👈همیشه با توجه به محیط پوشش خود را تعیین کنید.در خیابانها و مکان های عمومی نیازی به آرایش زیاد نیست.


👈در محیط کار لباس رسمی بپوشید و هرگز صندل راحتی به پا نکنید یا صندل تابستانه با جوراب نپوشید

👈هرگز بدون ادوکلون به سر کار نروید مخصوصا اگر شغل شما طوریست که با ارباب رجوع زیاد سروکار دارید.


👈هر سال به دندانپزشکی بروید .اگر سالی یک دندان خراب را هم درست کنید.دندانهایتان همیشه سالم میمانند.


👈به افراد بیمار یا معتاد یا اقلیت ها به چشم یک انسان عادی نگاه کنید و با آنها رفتار عادی و محترمانه داشته باشید.


👈خرافاتی از قبیل چشم شور و دست خوب و بد و از این قبیل را دور بریزید و مانند انسانهای به روز و محترم تفکر داشته باشید.


👈هرگز کشور خود را با تمام کاستی هایش مسخره نکنید و اجازه ندهید دیگران نیز حرمت شکنی کنند.
👍برای دعا کردن از زبان عادی و خودمانی استفاده کنید نیاز نیست زیاد آن را پیچیده کنید.






آیین زندگی : دیل کارنگی


بنجامین 
 .فرانکلین در هفت‌سالگی اشتباهی مرتکب شد که در هفتادسالگی هم از یادش نرفت .. 
پسرک هفت‌ساله‌ای بود که سخت عاشق یک سوت شده بود. اشتیاق او برای خرید سوت به‌قدری زیاد بود که یک‌راست به مغازه اسباب‌بازی‌فروشی رفت و هر چه سکه در جیبش داشت روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکه‌ها را به فروشنده داد. 
فرانکلین هفتادساله بعد برای یک دوستی نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آن‌قدر سوت زدم که همه کلافه شدن اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداخته‌ام و وحشتناک به من می‌خندیدند!
اوقاتم عجیب تلخ شده بود و از ته دل گریه می‌کردم. 
سال‌ها بعد که فرانکلین سفیر امریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و می‌گفت: همین‌طور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم و اعمال انسان‌ها را دیدم متوجه شدم بسیاری از آن‌ها بهای گزافی برای یک سوت می‌پردازند.
 بخش اعظم بدبختی افراد با ارزیابی غلط آن‌ها از ارزش واقعی چیزها برای پرداختن بهایی بسیار گزاف برای سوت‌هایشان فراهم آمده است.
تردیدها و انتخاب ها،اختلافات خانوادگی، مشاجره‌ها، بحث و جدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند همه سوت‌هایی هستند که بیشتر افراد با نادانی بهای گزافی برایش می‌پردازند.

""

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان پدر علم حقوق :



حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان  پدر علم حقوق :
چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم : خروسی داشتید که صبح ها همه را از خواب بیدار میکرد چکارش کردید؟
 گفت سرش را بریدیم ! 
همسایه ها همه شاکی بودند و میگفتند :
خروس شما ما را صبح ها از خواب بیدار میکند..
 آنجا بود که فهمیدم هرکس مردم را بیدار کند باید سرش بریده شود!
در روزگاري كه همه از "مرغ" حرف می زنند..
 كسی از "خروس" نمیگوید..
زیرا 
همه به فكر سیر شدن هستند 
نه بیدارشدن..!!!

ادعایی عجیب: دیدار آیت‌الله #خمینی با #استالین!



حمید واعظی؛معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد تبریز در مصاحبه ای با هفته نامۀ «حَریمِ إِمام»،  مدعی شد ژوزف استالین رهبر اتحاد شوروی در جریان سفر به ایران در دوران جنگ جهانی دوم با آیت الله خمینی دیدار کرده است.
به نوشته سایت «پارسینه» متن این سخنان بدین شرح است:

... آن زمان آمریکا و شوروی و بریتانیا به شاه إعلام کردند و قرارِ کنفرانسِ تهران را گذاشته و ایران را پُلِ پیروزی قلمداد می کنند. روزولت، رئیس جمهورِ آمریکا، استالین، رهبرِ شوروی، و چرچیل، نخست وزیرِ بریتانیا در تهران جمع شدند و به این جا فقط یک لقبِ پلِ پیروزی دادند.

منتها شاه به علمایِ قُم می گویَد که : من قدرت ندارم در مقابلِ این ها حرف بزنم. لذا امام را به عنوانِ نماینده علما تعیین می کنند که با شاه از این ها استقبال کند و إمام حرفها را بزند. شاه مستأصل و آدمی ترسو و ضعیف بود. تازه بعد از فرار پدرش رویِ کار آمده و این مسائل پیش آمده بود. مسلمًا معلوم است که دست نشانده هرسه طرف است و جرئت ندارد به چرچیل، روزولت و استالین حرفی بزند. إمام می فرمایَد : «من در کنارِ شاه به استقبال می رفتیم؛ با این که خوشم هم نمی آمد. روزولت آمد. درِ هواپیما را باز کرد. بدونِ پلّکان پایش را رویِ زمین گذاشت. چرچیل هم همین طور. أمّا استالین با یک هواپیمایِ بسیار بزرگ آمد. ساعت ها منتظرش بودیم. دیدیم أوَّل کالسکه زرّینی با چندین اسب پیاده شُد. 

با سیگاری در گوشه لبش پیاده شُد. شاه معرّفی کرد. من هم نماینده علما بودم. شاه به من گوشه چشم می آمد که این خیلی آدمِ شجاعی است. بعد به استالین دست دادم. یک خرده بی اعتنا به من نگاه کرد. در سالن به من گفت: شما چه نظری نسبت به ما دارید؟ 

من گفتم: شما در کاخِ کِرِملین زندگی می کنید؟ گفت: بله. گفتم: شما حرف از نظامِ کارگری می زنید. آیا هر نفر مردمِ روس و اتّحادِ جماهیرِ شوروی می توانند کالسکه زرّین سوار شوند؟ گفت: نه. گفتم: آیا این است شعارِ عدالت خواهی و نظامِ کارگریِ شما؟

 من به رئیس جمهورِ آمریکا و چرچیل خیلی بدبین بودم. أمّا آنها خیلی از شما مرتَّب ترند." به هر حال إمام می گوید: "شاه نمی توانست به آنها چیزی بگوید ولی ما حالی کردیم که شما در ایران نمی توانید بمانید. شاه به آنها گفته که بالاخره علما این طوری هستند و این هم از همه آنها تیزتر است.

خبر تلگرامی و استقبال اهداکنندگان خون برای نجات بیمار "شب گذشته در بابل یک خانم بعد از زیمان، دچار خونریزی شد و به گروه خونی AB- نیاز پیدا کرد. بعد از انتشار این خبر در کانال‌های تلگرامی، بیش از ۵۰ نفر تا صبح، برای اهدای خون و کمک به زن نیازمند در پایگاه های انتقال خون حاضر شدند.

Embedded image permalink

Thursday, January 28, 2016

تکلیف ۱۰ درصد کرسی های مجلس خبرگان پیش از انتخابات روشن شد!


تکلیف بیش از ۱۰ درصد کرسی های مجلس خبرگان را شورای نگهبان پیش از انتخابات تعیین کرده است. در شش استان ایران، تعداد نامزدها و کرسی ها برابر است. به عبارت دیگر، تکلیف ۹ کرسی از کل ۸۸ کرسی مجلس خبرگان را شورای نگهبان از هم اکنون معین کرده است.

در ۹ استان دیگر، شانس پیروزی نامزدها بیش از ۶۰ درصد است. در مجموع می‌توان گفت در سراسر کشور، شورای نگهبان سرنوشت چیزی حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد کرسی‌های مجلس #خبرگان را از هم اکنون روشن کرده است و رای مردم، تنها می‌تواند چیزی حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد در نتیجه نهایی موثر باشد. البته باید در نظر داشت که چون بسیاری از نامزدهای اصلاح‌طلب از #انتخابات کنار گذاشته شده‌اند و در بسیاری از حوزه‌ها، رقابتی هم اگر باشد، بین خود اصول‌گرایان است، بنابراین تاثیر رای مردم در تعیین ترکیب سیاسی #مجلس، به مراتب از ۳۰ تا ۳۵ درصد هم کمتر خواهد بود.

اعتراض به سفر حسن روحانی به فرانسه: یک زن نیمه برهنه "فِمِن را از پلی در پاریس حلقه‌آویز کرد

        


        در اعتراض به سفر حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی به فرانسه، یک زن نیمه برهنه گروه فمینیستی"فِمِن"

        در اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران، معترضان به نقض حقوق بشر در این کشور اقدام به  برگزاری تجمعات و تظاهرات اعتراضی در نقاط مختلفی از شهر پاریس نمودند .در مرکز پاریس،  دختر نیمه برهنه، در حالیکه پرچم جمهوری اسلامی را به دور بدن خود پیچیده بود، با طناب خود را از پل "بیرحکیم" در پای برج ایفل به حال حلقه آویز،معلق نمود.
      حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی، به منظور دیدار  با رئیس جمهوری و مقامات بلندپایه سیاسی و اقتصادی به فرانسه  سفر نموده است. در این سفر که تنها ده روز پس از کاهش تحریم‌های جهانی علیه ایران انجام می شود، گسترش روابط دوجانبه، عقد قراردادهای اقتصادی و تجاری، در محور گفتگوها قرار دارد     

اظهار تاسف عزت الله انتظامی از مرگ در سکوت "فروزان":





حیف بود در تنهایی خاک شود

پروین خیر بخش معروف به فروزان بازیگر دهه 40 و 50 سینمای ایران اخیرا بی آنکه اهل سینما خبردار شوند درگذشت و در سکوت خاکسپاری شد
حال واکنش آقای بازیگر ایران به این رویداد:

خبر ناگواری بود. هنرمندی که طی 15 سال فعالیت در سینما به‌گونه‌ای رفتار کرد که خاطره‌ای نکو از خود به جای بگذارد. قابل‌احترام و با‌ارزش بود. من در «دایره مینا» با ایشان همکاری داشتم و همیشه از این فیلم خاطرات خوشی به یاد می‌آورم. مهم‌ترین ویژگی خانم فروزان، دست‌به‌خیر بودنش بود. تا آن‌جایی که می‌توانست به دیگران کمک می‌کرد و همه تلاش‌اش این بود که این اتفاق در خفا بیفتد. از بازیگران توانا و با‌شخصیت سینما بود که متأسفانه قدرش را ندانستند. واقعاً حیف بود که در تنهایی و انزوا به خاک سپرده شود. امیدوارم خداوند متعال او را در بهشت برین جای دهد. روحش شاد.

روز جهانی کمک به جذامیان و یادی از دکتر محمدحسین مبین پدر معنوی جذامیان ایران



دنیا زشتی کم ندارد، زشتی‌های دنیا بیش‌تر بود، اگر آدمی بر آن‌ها دیده بسته بود. اما آدمی چاره‌ساز است
»
- دیالوگی از فیلم این خانه سیاه است، فروغ فرخزاد

هشتم بهمن‌ماه - ۲۸ ژانویه- روز کمک به بیماران جذامی نام نهاده شده است. جذام یکی از قدیمی‌ترین و مشهورترین بیماری‌ها است. با استناد به تعریف سازمان جهانی بهداشت زمانی که شیوع یک بیماری در کشوری به یک در هر ده‌هزار مورد برسد می‌توان گفت که آن بیماری را باید حذف‌شده به حساب آورد. به گفته‌ی کارشناسان #بهداشت کشور، ایران سال‌ها است که به این عدد رسیده است. تعداد موارد کشف‌شده جذام در ایران در سال ۱۳۷۰، یک‌صد و نود و یک مورد بوده که در سال ۱۳۸۶ شیوع این بیماری به سی‌وهفت نفر کاهش یافته است. از سال ۱۹۸۱ میلادی سازمان بهداشت جهانی ریشه‌کن کردن #بیماری #جذام را در دستور کار خود قرار داده است و هدف این کار را مبارزه‌ی پیگیر جهانی با استفاده از آخرین اندوخته‌های علمی و دانش پزشکی دانسته است.

عبدالحسین راجی پیش از انقلاب اسلامی، عبدالحسین راجی وزیر بهداری کابینه‌ی منوچهر اقبال یکی از کسانی بود که برای درمان بیماران جذامی تلاش بسیاری انجام داد. «جمعیت کمک به جذامیان» سال‌ها توسط عبدالحسین راجی اداره می شد. راجی بعدها ریاست این موسسه را به فرح پهلوی پیش‌نهاد کرد. همین‌طور محمدرضا پهلوی سی‌هکتار از زمین‌های موجود در شمال غربی شهر بجنورد را جهت ایجاد مرکزی برای جذامیان بهبودیافته به جمعیت کمک به جذامیان اختصاص داد که به پاس زحمات راجی، به‌کده‌ی راجی نام گرفت.

فروغ فرخ‌زاد فیلم «خانه سیاه است» را با تهیه‌کنندگی ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۲ و پس از دیدار فروغ فرخ زاد از آسایش‌گاه جذامیان باباداغی تبریز ساخت. این فیلم در همان سال جایزه‌ی بهترین فیلم مستند سال را در فستیوال فیلم آلمان غربی از آن خود کرد.جذامیان به عنوان طردشدگان جامعه در این فیلم حضور داشتند. در تک‌گویی‌ای در این فیلم این جملات را می‌شنویم: «دنیا زشتی کم ندارد، زشتی‌های دنیا بیش‌تر بود، اگر آدمی بر آن‌ها دیده بسته بود. اما آدمی چاره‌ساز است.»

یادی از دکتر محمد حسین مبین پدر جذام ایران

دکتر حسین مبین در ۱۳ آذر سال ۱۳۰۶ در یکی از محلات قدیمی تبریز به نام چرنداب به دنیا آمد.

دکتر مبین پس از خدمت سربازی در سال ۱۳۳۷ به استخدام وزرات بهداری درآمد و خدمات پزشکی خود را با بیماریابی جذام در آذربایجان شرقی شروع کرد. دکتر مبین در سال ۱۳۴۱ با بورس تحصیلی برای آموزش علمی در حوزه‌ی جذام به کشورهای اروپایی ره‌سپار شد.

دکتر مبین پس از بازگشت از این سفر علمی در آسایش‌گاه باباباغی به خدمت مشغول شد. این همان آسایش‌گاهی است که فروغ فرخ زاد فیلم «خانه سیاه است» را به عنوان یک مستند از جذامیان آن ساخته است.

اگر نبود کمک‌ها و پی‌گیری‌های دکتر مبین، بیمارستان متروک‌مانده‌ی باباباغی هیچ‌گاه نمی‌توانست به شکل فعال به کمک به #جذامیان بپردازد.دکتر مبین علاوه بر این‌ها به ادبیات و شعر نیز علاقه‌ی وافر دارد و شعر هم می سراید و از او آثار بسیاری در این حوزه وجود دارد.

بیش‌تر بخوانید:
https://goo.gl/aMY42t


دفاع رضا کیانیان از فاطمه معتمدآریا / تروریسم شاخ و دم ندارد


 #رضاکیانیان هم با نگارش یادداشتی به دفاع از فاطمه معتمدآریا پرداخت.


تروریسم شاخ و دم ندارد

تروریسم یعنی نابود کردن آنچه دوست ندارند!
تروریسم یعنی #قانون را قبول نداشتن!
تروریسم یعنی خودشان تصمیم بگیرند چه خوب است و چه بد!
تروریسم یعنی این است و جز این نیست!
تروریسم یعنی #خودسری! 
تروریسم یعنی خود را #تحمیل کردن به دیگران!
تروریسم یعنی دیگران مهم نیستند!
تروریسم یعنی همۀ دیگران نمی‌فهمند!
یعنی زور، قلدری، قمه کشی، هفت تیر کشی، نارنجک پرت کردن، منفجر کردن، حقوق دیگران را له و نابود کردن، بی‌ارزش شمردن حقوق فردی و جمعی، بی‌اعتباری قانون، بی‌اعتباری دولت، بی‌اعتباری نظم، نابودی آرامش، نابودی فهم و ادراک...

#تروریسم با #لمپنیسم دو قلو هستند! تروریسم یعنی همین چند مشت جوانی که در #داعش جهان را تهدید می‌کنند و همین جوانانی که به سفارتخانه‌ها حمله می‌کنند، به‌سخنرانی‌ها حمله می‌کنند. و همین چند نفری که به‌سینمایی که فاطمه #معتمدآريا در آن حرف مى‌زد، حمله کردند؛ که مجلس را به‌هم ريختند؛ که شهر را به‌هم ریختند؛ که به‌بازیگری که این همه افتخار برای کشورش آورده توهین کردند و فحش‌های رکیک دادند!

از دهان‌هایی که فحش‌های رکیک خارج می‌شود اسامى مقدس هم خارج می‌شود!


, در اعتراض به قداره‌کش‌های داعشی‌مسلک | حسین زمان


در اعتراض به قداره‌کش‌های #داعشی‌مسلک | حسین زمان

این قصه #اهانت و #حرمت‌شکنی در حق #هنرمندان خاتمه ندارد. جماعت بی‌هنر و #هنرستیز به هر بهانه‌ای و در هر فرصتی، چنگ و دندان نشان می‌دهند و به وحشی‌گری‌های‌شان ادامه می‌دهند و هنرمندان ارزشمند این آب و خاک را آزار می‌دهند و دریغ از دفاعِ مراجع مسوول از حقوق هنرمندان مظلوم‌مان.

یکشنبه‌ی این هفته، مردم کاشان شاهد تعرض عده‌ای بی‌فرهنگ داعشی‌مسلک به یکی از ارزشمند‌ترین بازیگران کشورمان بودند. با وحشی‌گری تمام، مقابل سینمای محل نمایش فیلم «یحیی سکوت نکرد»، به خانم فاطمه #معتمدآریا حمله‌ور شده و به این بانوی #هنرمند اهانت کرده‌اند و به حضور او در شهر #کاشان معترض شده‌اند. امام‌جمعه این شهر از حضور این هنرمند باسابقه و محبوب ملت به عنوان مصیبت یاد می‌کند و آن را اتفاقی می‌داند که جا دارد به مناسبت آن عزای عمومی اعلام شود.

این اقدامات نفرت‌انگیز و این موضع‌گیری نامعقول و زشت و غیراخلاقی یک امام‌جمعه نباید بی‌پاسخ بماند. امثال فاطمه معتمدآریا سرمایه‌های هنری این کشورند و توهین به ایشان توهین به فرهنگ و هنر یک ملت است.

این‌همه غارت و چپاول و دزدی و جنایت در لباس دین و مذهب و شریعت رخ می‌دهد، میلیارد میلیارد از جیب این مردم مظلوم، توسط مسوولان نظام به سرقت می‌رود، انسان‌های بی‌گناه به جرم ابراز عقیده، سال‌ها را در حبس و حصر، از همه حقوق انسانی محروم می‌شوند، رگ غیرت‌شان ورم نمی‌کند و یک کلمه‌ی اعتراضی از دهان‌شان خارج نمی‌شود ولی به بهانه حضور یک بانوی هنرمند در شهر کاشان، جامه بر تن می‌درند و قداره‌کشی می‌کنند.

جا دارد همه‌ی هنرمندان واقعی، سازمان‌های هنری و وزارت ارشاد، رسما در مقابل این وحشی‌گری بایستند و انزجار خود را اعلام نمایند.

اینجانب ضمن ابراز ارادت قلبی‌ام به فاطمه معتمدآریا، بانوی بزرگ سینمای ایران، اقدامات صورت‌گرفته در کاشان را غیرانسانی و غیراخلاقی می‌دانم و مراتب اعتراض خود را اعلام می‌نمایم.
--------------------------
منتشرشده در صفحه‌ی فیسبوک نویسنده( حسین زمان)

Wednesday, January 27, 2016

موتسارت، نابغه‌ی موسیقی اعصار

27.01.2016

توانا- بسیاری از موسیقی‌دانان و کارشناسان این حوزه، موتسارت را خلاق‌ترین آهنگ‌ساز تاریخ موسیقی جهان دانسته‌اند. موتسارت تنها در دو سال پایانی ِ عمرش ده شاه‌کار برجسته و جهانی خلق کرده است. شهرت موتسارت و برجستگی کارش تا به آن حد است که وقتی بخواهند از فرد دیگری که به یک حوزه‌ی فعالیت دیگری تعلق دارد و در آن حوزه موفق است لقبی بدهند او را موتسارت آن کار لقب می‌دهند. برای مثال دیگه مارادونا را موتسارت عالم فوتبال لقب داده‌اند و یا ویسلاوا شیمبورسکا را موتسارت شعر معاصر جهان نامیده‌اند. این شهرت موتسارت زمانی حیرت‌انگیزتر می‌شود که بدانیم موتسارت تنها ۳۵ سال عمر کرد و در این عمر کوتاه بیش از ششصد قطعه‌ی موسیقی آفرید. «ولفگانگ آمادئوس موتسارت»، آهنگ‌ساز اتریشی در بیست‌وهفتم ژانویه سال ۱۷۵۶در شهر زالتسبورگ در کشور اتریش دیده به جهان گشود. این شهر چهارمین شهر بزرگ اتریش و مرکز ایالت زالتسبورگ در غرب اتریش است.

این شهر یکی از مراکز هنری مهم و مرکز موسیقی اروپا بوده است. ولفگانگ از پدری به نام لئوپلد موتسارت و مادری به نام ماریا موتسارت به دنیا آمد. پدر موتسارت خود موسیقی‌دان و آموزگار فرزند نیز بوده است. ولفگانگ از همان کودکی خوش درخشید و نبوغش به چشم آمد آنچنان‌که پدر کار خود رها کرد و همه‌ی زندگی را وقف آموزش فرزند کرد و چنین شد که ولفگانگ پیش از رسیدن به سن دوازده‌سالگی «موتسارت» شده بود و در نوازندگی پیانو، ویولن و ارگ نوازنده‌ای چیره‌دست بود. موتسارت آهنگ‌سازی را در سن پنج‌سالگی آغاز کرد. او از سنین بسیار کم شروع به سفر کرد. موتسارت در سال ۱۷۶۳ کنسرتی در قصر شاه بایرن از ایالات شانزده‌گانه آلمان که پایتخت آن مونیخ است و هم‌چنین امپراتور اتریش در وین اجرا کرد. موتسارت در این دوره سه سال در سفر بود و به هم‌راهی پدرش به قصرهای مونیخ، مانهایم، پاریس،لندن و لاهه رفت. پس از این سفرها او به شهر زادگاهش بازگشت و یک سال در آنجا ماند و این‌بار به ایتالیا سفر کرد. آن‌چه در این سفرها جالب بود این بود که موتسارت آهنگ دوازده‌دقیقه‌ای  میزره (Missere) ساخته‌ی گرگوریو آلِگری را در واتیکان شنید و پس از یک بار شنیدن این آهنگ تمامی آن را نوشت و پس از بازگشت به زالتسبورگ اولین کپی غیرقانونی این آهنگ زیبا را منتشر کرد.
در تابستان ۱۷۷۳ موتسارت چندین بار به وین رفت تا شغلی بیابد. او در این مسیر یک رشته کوارتت و چند سمفونی نوشت. این سمفونی‌ها شامل دو قطعه سمفونی از معروف‌ترین سمفونی‌های او، سمفونی شماره ۲۵ در سُل مینور و سمفونی شماره ۲۹ در لا و بخشی از اپرایش به نام «باغبان قلابی» (La Finta Giardinera) بود. موتسارت در سال‌های ۱۷۷۴ تا ۱۷۷ در زالتسبورگ به عنوان ره‌بر ارکستر اسقف به کار مشغول شد. در سوم ژوئن سال ۱۷۷۸ موتسارت به هم‌راه مادرش سفری به مونیخ و مانهایم و پاریس کرد و در این زمان قطعه‌های بسیار زیبایی برای فلوت و پیانو نوشت. در این زمان موتسارت عاشق یک خواننده‌ی اپرا با نام آلویزا وبر شد که او همسر آینده‌ی موتسارت شد. نتیجه این ازدواج هفت فرزند بود. موتسارت در این سفر با یوهان کریستین باخ دیدار کرد که که یکی از به‌ترین دوستان موتسارت شد. این دوستی تاثیر بسیاری در کارهای آینده‌ی موتسارت بر جا گذاشت. موتسارت هم‌واره به دنبال بافتن شغلی دائمی بود که البته این آرزو هیچ‌گاه در زندگی موتسارت محقق نشد اما با این حال بین سال‌های ۱۷۸۲ تا ۱۷۸۷ او زندگی ِ شاهانه‌ای در وین داشت. موتسارت در سال ۱۷۸۲ اپرای «دزدی از حرمسرا» نوشت که موجب شهرت فراوان برای موتسارت شد. موتسارت در اوایل سال ۱۷۹۰ اپرای کمیک «کوزی فان توته» را به سفارش امپراتور اتریش اجرا کرد که البته در آن زمان به خاطر پرداخت پیچیده و درون‌مایه‌ی جسورانه‌اش مورد توجه چندانی قرار گرفت هر چند امروزه بسیار شناخته شده است.او در سال ۱۷۹۱ اپرای «نی سحرآمیز» را به پایان برد که در سی‌ام سپتامبر در وین اجرا شد.
شهرت موتسارت در این زمان دیگر عالم‌گیر شده بود. موتسارت در روزهای پایانی زندگی‌اش مشغول نوشتن یکی از زیباترین کارهای خود بود که ناتمام ماند: رکوئیم، موسیقی در سوگ مردگان. موتسارت تا روزهای پایانی زندگی‌اش بر روی آواز این تصنیف که سفارش کنتی ناشناس بود کار می‌کرد. آهنگی که تصنیفی شد در سوگ خودش. این اثر را یکی از شاگردان موتسارت به پایان رساند. موتسارت پس از چند روز بیماری تب‌آلود در پنجم دسامبر سال ۱۷۹۱ درگذشت و در گورستانی در وین در مراسم ساده به خاک سپرده شد.

دختری سرراهی ناجی بی‌خانمان‌ها شده است

ماریا اسمیت همپتون، دختری ۱۹ ساله و اهل ویرجینیا در امریکا موسس سازمانی برای کمک‌رسانی به بی‌خانمان‌ها است. زندگی ماریا سال‌ها پیش بعد از دیدن مردی بی‌خانمان در پارکینگ خانه‌ای تغییر کرد و تصمیم گرفت از این پس بیشتر وقتش را به تهیه غذا و پتو برای بی‌خانمان‌ها اختصال دهد. پنج سال از این ماجرا می‌گذرد و او موفق شده است بیش از ۸۰ هزار پتو و بسته‌های غذایی به بی‌خانمان‌هایی که در شهرش زندگی می‌کنند برساند. ماریا سازمانی کوچک به نام «پتو برای بی‌خانمان‌ها» راه‌اندازی کرده است. سازمانی که بارها دچار مشکلات زیادی شده است اما هنوز سرپا است و به کارش ادامه می‌دهد.
ماریا چند ماه پس از تولد در روز کریسمس بر سر راه گذاشته شد و افرادی خیرخواه او را به مرکز نگهداری کودکان سپردند. دو سال پس از ورود به این مرکز زنی به نام میرا او را به فرزندی قبول کرد. ماریا طی سال‌های گذشته با وجود مشکلات زیاد به تحصیلش ادامه داده است و تلاش کرده است راهی برای کمک به دیگران نیز پیدا کند. او نخستین بار در سال ۲۰۱۱ به مردی بی‌خانمان کمک کرد و همین موضوع انگیزه‌اش را برای ادامه کار چندین برابر کرد: «وقتی پتو را می‌بخشیدم نگاهی که در چشمانش بود من را جذب کرد. نگاهی توام با تشکر و بیچارگی...»
در مسیر راه اندازی و پیشبرد سازمان «پتو برای بی‌خانمان‌ها» اولین و بزرگترین حامی او مادرش میرا بوده است. او در جمع‌آوری غذا، پتو و وسایل مورد نیاز کمک زیادی به ماریا کرده است. ماریا چند ماه پس از آغاز کار در شهر خودش به «دختر پتوها» مشهور شد. مدارس، کلیساها و مغازه‌های محلی درباره او و کارش اطلاع پیدا کردند و دست یاری به سویش بردند. ماریا در این باره می‌گوید: «ما نمی‌توانستیم همه این کارها را بدون حمایت نیروها و سازمان‌های محل انجام دهیم.»
ماریا در رشته روانشناسی مشغول به تحصیل است و ساعت‌های زیادی را روزانه به جمع‌آوری و توزیع غذا و پتو می‌گذراند. او برای جلب کمک دیگران به مدارس، دانشگاه‌ها و هر مکانی که امکان داشته باشد می‌رود تا درباره بی‌خانمان‌ها و وضعیت آنها اطلاع‌رسانی کند. «سعی می‌کنم به آدم‌ها نشان دهم چگونه می‌توانند باعث تغییر شوند. وقتی به فردی بی‌خانمان کمک می‌کنی زندگی‌ات برای همیشه متحول می‌شود.» ماریا می‌گوید هر روز به آنها فکر می‌کند: «وقتی باران می‌بارد به آنها فکر می‌کنی؛ وقتی هوا خیلی گرم است و خودت هم توان بیرون ایستادن را نداری باز هم به آنها می‌اندیشی.»
روش‌ها و وسایلی که ماریا با آن به بی‌خانمان‌ها کمک می‌کند در حال تغییر است. او در ایام کریسمس گذشته بسته‌هایی غیر از غذا و پتو فراهم کرده بود. در این بسته‌ها دستکش، کلاه، مسواک و شیرینی و پیام‌های مهر و محبت دیگران به بی‌خانمان‌ها قرار داده شده بود. ماریا در مسیر کاری‌اش با مشکلات زیادی مواجه شده است. یک بار ماشین امدادرسانی آنها خراب شده و نیاز به تعمیری اساسی داشت. او برای جمع آوری هزار دلار کمک مالی جهت تعمیر ماشین با منابع زیادی از جمله رسانه‌های محلی مصاحبه کرد و نهایتا این مشکل را برطرف کرد.
ماریا در نظر دارد تلاشش برای تغییر را به شهرها و ایالت‌های دیگر هم گسترش دهد. او می‌گوید افراد می‌توانند در ماشین‌شان جعبه‌های پتو، وسایل گرمایی و غذاهایی که خراب نمی‌شوند قرار دهند و به محض اینکه با فردی بی‌خانمان مواجه شدند آنها را ببخشند: «فقط می‌خواهم همه درباره وضعیت بی‌خانمان‌ها فکر کنند و خودخواهی و فکر کردن درباره خودشان را کمتر کنند. امیدوارم مردم ذهنشان را باز کنند و تصوری از واقعیت کسانی که وضعیتی این چنینی دارند به دست آورند.»

حال وخيم ماد‌‌‌ركاروانسراهاي ایران: «د‌‌‌یرگچین» نگهبان ند‌‌‌ارد‌‌‌

حال وخيم ماد‌‌‌ركاروانسراهاي ایران: «د‌‌‌یرگچین» نگهبان ند‌‌‌ارد‌‌‌



د‌‌‌ر منابع تاریخی د‌‌‌وره اسلامي‌ ساخت کاروانسرای د‌‌‌یر گچین را به ارد‌‌‌شیر اول ساسانی نسبت د‌‌‌اد‌‌‌ه‌اند‌‌‌ و شماری از پژوهشگران
 گفته‌اند‌‌‌ که این کاروانسرا د‌‌‌ر اصل به عنوان یک  د‌‌‌ژ نظامي‌ساخته شد‌ه است‌‌ . کاوش‌های باستان شناسی و پیگرد‌‌‌ی‌های معماری د‌‌‌ر کاروانسرای د‌‌‌یر گچین آثار و پلان این بنا د‌‌‌ر د‌‌‌وره ساسانی را نمود‌‌‌ار ساخته است. 

د‌‌‌ر د‌‌‌وره اسلامي‌کاروانسرای د‌‌‌یرگچین از منزلگاه‌های بین‌راهی بسیار مهم د‌‌‌رمسیر تاریخ قم به ری بود‌‌‌ و از آنجا که د‌‌‌ر مسیر جاد‌‌‌ه ابریشم قرار د‌‌‌اشته جغرافید‌‌‌انان، سیاحان و مورخان زیاد‌‌‌ی از آن یاد‌‌‌ کرد‌‌‌ه‌اند‌‌‌. این اثر د‌‌‌ر د‌‌‌وره سلجوقی به شکل اساسی بازسازی شد‌‌‌ و به صورت یک کاروانسرای چهار ایوانی با حیاط مرکزی د‌‌‌ر آمد‌‌‌ و سپس د‌‌‌ر د‌‌‌وره صفویه تعمیرات مهمي‌د‌‌‌ر آن صورت پذیرفت. این تعمیرات به تناوب تا د‌‌‌وره قاجار اد‌‌‌امه د‌‌‌اشت؛ د‌‌‌ر زمان ناصرالد‌‌‌ین شاه قاجار، صد‌‌‌ر اعظم او میرزا علی اصغر خان امین السلطان، راه تاریخی قم به ری را از مسیر کاروانسرای د‌‌‌یر گچین به مسیر علی‌آباد‌‌‌ منتقل کرد‌‌‌ و موجب شد‌‌‌ که این بنا پس از 1700 سال از رونق بیفتد‌‌‌ و متروک شود‌‌‌. از آن پس عشایر محلی د‌‌‌یرگچین را به عنوان محل نگهد‌‌‌اری گله‌های شتر مورد‌‌‌ استفاد‌‌‌ه قرار د‌‌‌اد‌‌‌ند‌‌‌ تا اینکه با ثبت ملی این اثر د‌‌‌ر اول مهر 1382  به شماره ثبت 10480 و انتقال مالکیت آن به سازمان میراث فرهنگی کاوش‌ها و مرمت‌های مختصری د‌‌‌ر آن صورت گرفت و از خطر تخریب قطعی نجات پید‌‌‌ا کرد‌‌‌.

 د‌‌‌یر گچین تا سال 1385 د‌‌‌راختیار اد‌‌‌اره کل میراث فرهنگی استان تهران بود‌‌‌ که د‌‌‌ر این زمان کاوش‌ها و مرمت‌های مختصری روی این بنا صورت پذیرفت. بعد‌‌‌ از سال 1385 مد‌‌‌یریت این بنای تاریخی به  اد‌‌‌اره کل میراث فرهنگی استان قم سپرد‌‌‌ه شد‌‌‌ و د‌‌‌ر 9  سال گذشته مرمت‌های  اند‌‌‌کی روی بنا انجام شد‌‌‌ه است. کاروانسرای د‌‌‌یر گچین د‌‌‌ر 60 کیلومتری قم د‌‌‌ر مسیر بزرگراه قم - گرمسار واقع شد‌‌‌ه و با 1800 سال قد‌‌‌مت و 12 هزار مترمربع ‌وسعت قد‌‌‌یمی‌ترین و یکی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین کاروانسراهای برجای ماند‌‌‌ه د‌‌‌ر ایران است. وجود‌‌‌  مکان‌هایی با کاربری‌های مختلف که می‌توانسته تمامي‌نیازهای ساکنان کاروانسرا را برآرورد‌‌‌ه کند‌‌‌ از موارد‌‌‌ی است که این کاروانسرا را د‌‌‌ر میان همتایانش ممتاز کرد‌‌‌ه است. چهار گوشه این بنا هر کد‌‌‌ام کاربری خاصی د‌ارد‌ که از ویژگی‌های مهم این بناست. مسجد‌‌‌ی با حد‌‌‌ود‌‌‌ 300 مترمربع وسعت  د‌‌‌ر گوشه جنوب شرقی، حمام و سرویس‌های بهد‌‌‌اشتی د‌‌‌ر گوشه جنوب غربی، آسیاب د‌‌‌ر گوشه شمال غربی و یک حیاط خلوت برای پذیرایی از میهمانان ویژه و به اصطلاح امروزی VIP ، د‌‌‌ر ضلع شمال شرقی قرار د‌‌‌ارند‌‌‌. پلان مسجد‌‌‌ نشان می‌د‌‌‌هد‌‌‌ که به احتمال زیاد‌‌‌ این مکان د‌‌‌ر ابتد‌‌‌ا آتشکد‌‌‌ه بود‌‌‌ه و همچون بسیاری از آتشکد‌‌‌ه‌ها د‌‌‌رنقاط مختلف ایران بعد‌‌‌ از ورود‌‌‌ اسلام به ایران  به مسجد‌‌‌ بد‌‌‌ل شد‌‌‌ه است.   د‌‌‌ر بیرون کاروانسرا و د‌‌‌ر ضلع جنوب غربی آن نیز آب انباری قرار د‌‌‌ارد‌‌‌ که با جمع آوری آب‌های سطحی د‌‌‌ر اطراف، آب مورد‌‌‌ نیاز د‌‌‌یر گچین را تامین می‌کرد‌‌‌ه است.

 عمار کاووسی، معاون میراث فرهنگی اد‌‌‌اره کل #میراث_فرهنگی استان قم، د‌‌‌رخصوص وضعیت این بنا د‌‌‌رد‌‌‌هه‌های اخیر،  گفت: از اواخر د‌‌‌وران  قاجار تا زمانی که بنا ثبت ملی می‌شود‌‌‌ و میراث فرهنگی آن را د‌‌‌ر اختیار می‌گیرد‌‌‌ #کاروانسرا د‌‌‌ر د‌‌‌ست عشایر محلی بود‌‌‌ه و آنها کاروان‌های شتر خود‌‌‌شان را د‌‌‌ر آن نگهد‌‌‌اری می‌کرد‌‌‌ند‌‌‌. بیشترین حجم آسیبی هم که به بنا وارد‌‌‌ شد‌‌‌ه مربوط به همین حد‌‌‌ود‌‌‌ 150 سال اخیر است که بنا کاربری اصلی خود‌‌‌ را از د‌‌‌ست د‌‌‌اد‌‌‌ه و از آن به عنوان محل نگهد‌‌‌اری گله‌های شتر استفاد‌‌‌ه شد‌‌‌ه است.

 به گفته کاووسی زمانی که اد‌‌‌اره کل میراث استان تهران اینجا را تحویل می‌گیرد‌‌‌ د‌‌‌ر حد‌‌‌ود‌‌‌ یک متر فضولات حیوانی د‌‌‌ر بخش‌های مختلف آن انبار شد‌‌‌ه بود‌‌‌.

گزارش بیشتر در لینک زیر: http://goo.gl/N7rsXg

مرگ یک کارتن خواب در اثر سرما


ممانعت از ادامه درمان عفیف نعیمی و انتقال وی به زندان رجایی شهر



به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز به نقل از منابع آگاه، مسئولان زندان برای بار چند مانع از ادامه درمان عفیفی نعیمی یکی از مدیران جامعه بهایی ایران شدند.

این شهروند بهایی زندانی که پیشتر نیز بارها به دلیل وضعیت بیماری حاد قلبی به بیمارستان قلب تهران منتقل شده بود با کارشکنی از سوی مسئولان زندان به زندان رجایی شهر منتقل شده بود.

این در حالی است که پیشتر این زندانی توسط پزشک قانونی به‌خاطر وخامت بیماری‌اش عدم تحمل حبس صادر گردیده و بعد از آن نیز سه بار در کمیسیونهای مختلفی که زیر نظر پزشکی قانونی و دادستانی جمهوری اسلامی مورد معاینه قرار گرفته و هر بار توسط هرسه کمیسیون واجد شرایط عدم تحمل کیفر تشخیص داده شده است.

بازگشت عفیفی نعیمی در حالی صورت میگیرد که دادستان تهران پیشتر به دلیل وخامت جسمی آقای نعیمی اعلام کرده بود ،ایشان بدون اجازه و هماهنگی با دادستانی می توانند به بیمارستان منتقل شوند.
این شهروندبهایی که عضو گروه موسوم به یاران ایران است، روز یکشنبه ۴بهمن بدون تکمیل درمان به زندان گوهردشت کرج برگشت داده شده است.

عفیف نعیمی به همراه شش مدیر دیگر جامعه بهایی در تاریخ 25 اردیبهشت سال 1387به اتهام" جاسوسی برای اسرائیل" و "تشکیل فرقه بهائیت" دستگیر و روانه زندان شده بودند. هفت تن از مدیران جامعه بهایی ایران که به یاران ایران معروف می باشند در دادگاه به بیست سال زندان محکوم شده اند.

در اروپا و آمریکا



دراروپا وامریکا هرکه سن وسالش میره بالای 70 میبرنش خانه سالمندان که باتوجه به فرسودگی سلولهای مغزی وبدنی ازشون مراقبت ویژه ای بکنند در ایران تازه می برنشون شورای نگهبان،مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت که برای مردم تصمیم بگیرند

امام جمعه کاشان در واکنش به حضور معتمدآریا: عزای عمومی اعلام می‌کنم/ واقعا غصه خورد


امام جمعه کاشان در واکنش به حضور معتمدآریا: عزای عمومی اعلام می‌کنم/ واقعا غصه خوردم!

پس از انتشار گزارش‌هایی درباره تلاش گروهی «خودسر» برای برهم زدن یک مراسم نقد فیلم در کاشان با حضور فاطمه معتمدآریا، امام جمعه کاشان ضمن توصیف جلسه نقد فیلم به عنوان «مجلس لهو و لعب» اعلام کرد که در اعتراض به حضور خانم معتمدآریا در این شهر «عزای عمومی» اعلام خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، عبدالنبی نمازی، امام جمعه کاشان، شامگاه دوشنبه، پنجم دی‌ماه، ضمن اعتراض به حضور فاطمه #معتمدآریا در شهر #کاشان اعلام کرد که تصمیم دارد روز جمعه را در این شهر «عزای عمومی» اعلام کند.
وی اضافه کرد: «همگان، چه آنهایی که در تهران، اصفهان و چه در شهرستان (کاشان) هستند، بدانند کاشان به دلیل جایگاهی که در تشیع در طول تاریخ داشته تحمل برگزاری مجالس لهو و لعب را ندارد.»
امام جمعه کاشان همچنین ضمن انتقاد تلویحی از برخورد با کسانی که قصد برهم زدن مراسم سخنرانی فاطمه معتمدآریا را داشتند گفت که «متأسفانه برخی مسئولان نهادهای مسئول این توجیه را داشتند که چون ایشان مجوز دارد کسی مزاحم او نشود».
فاطمه معتمدآریا، بازیگر مشهور و محبوب سینمای ایران، روز یک‌شنبه، چهارم بهمن، برای شرکت در جلسه پرسش ‌و پاسخ فیلم «یحیی سکوت نکرد» در سینمای شهر کاشان، به این شهر سفر کرده بود.
در همین حال فاطمه معتمدآریا در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق گفت: «رفتارهای تهاجمی، توهین، بی‌احترامی، دروغ، تهمت و بی‌قانونی را نمی‌پذیرم و این اتفاقی است که در آنجا افتاد و من علاقه‌ای هم به بیان و شرح جزئیات اتفاقات ناخوشایند ضدفرهنگی ندارم.»

فاطمه معتمدآریا از جمله هنرمندانی است که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ از میرحسین موسوی حمایت کردند. خانم معتمدآریا و مجتبی میرطهماسب در مهرماه ۸۸ قصد داشتند به دعوت آکادمی اسکار به آمریکا سفر کنند، اما نیروهای امنیتی در فرودگاه تهران گذرنامه‌های آنها را توقیف کرده و اجازه خروج از کشور را به آنها ندادند.

ادامه در لینک زیر:
http://goo.gl/a8dbD7

تا کنون پرویز پرستویی، مهناز افشار، جمشیدمشایخی، محسن تنابنده و امیرحسن یوسفی از جامعه هنری و محمدعلی ابطحی از سیاستمداران اقدامات انجام شده در توهین به معتمدآریا را محکوم کردند. 
ابطحی چنین نوشت: خانم معتمد آريا، بانوي پرافتخار سينماي ايران است. مردم كاشان هم مثل همه مردم ايران به حضور اين بانو در شهرشان افتخار مي كنند. اگر اين حمايت مردم از شخصيت هاي محبوب شان نبود، كساني اين قدر نگران حضورش در كاشان نمي شدند. بعضي گمان ميكنند دوران ملوك الطوايفي است كه براي هر شهر، قانون جدايي وضع كنند. 


Tuesday, January 26, 2016

سایت حقوق بشر- شهنام گلشنی

http://hoghooghebashar.com
سایت حقوق بشر مال شماست.
کسانی که در بند بوده اند میتوانند خاطرات خود را در سایت حقوق بشر ثبت نمایند.

همچنین شما  که عزیزی در بند داری میتوانید در باره آن عزیز دربند در سایت حقوق بشر بنویسید.

مسلما دقت و کیفیت اطلاعات ثبت شده در سایت توسط شما بسیار بالاتر از مطالب درج شده در رسانه ها می باشد.

همچنین اطلاعات صحیح  خیلی از عزیزان در بند در هیچ رسانه ای ثبت نگردیده است.

سایت حقوق بشر وابسته به هیچ حزب و گروهی نیست و هدف آن رساندن صحیح ترین اطلاعات از طرف خود شما بدون هیچگونه واسطه و سانسور می باشد.

مقاله‌ی معروف و خواندنی ِ اندرو کارنگی



انجيل ثروت
مقاله‌ی معروف و خواندنی ِ اندرو کارنگی

«مشکل عصر ما توزیع صحیح ثروت است، تا عقد اخوت که فقیر و غنی را در رابطهای متعادل به هم پیوند میزند همچنان برقرار بماند. وضعیت زندگی بشر در چند سده اخیر نه تنها تغییر کرده که در آن انقلابی پدید آمده است. در روزگاران پیش تفاوت اندکی میان نجبا در مسکن و طرز لباس پوشیدن و خوراک و محیط ایشان با خدمتکارانشان وجود داشت. وضع زندگی بومیان آمریکا امروز شبیه مردمان متمدن آن روزگاران است. وقتی از قبیله سو1 دیدن میکردم مرا به چادر رئیس هدایت کردند. وضع چادر او در ظواهر همان بود که وضع چادر فقیرترین جنگجویاناش و حتی چیزهایی هم که فرق داشت پیش پا افتاده بود. تضاد میان قصر میلیونرها و کلبه کارگران چنانکه امروز در میان ما دیده میشود خود نشانگر میزان تغییراتی است که در جریان تمدن پیش آمده است. این تغییر را نباید تقبیح کرد بلکه باید از آن استقبال کرد چرا که بسیار سودمند است. این تغییر برای ترقی بشر خوب نه که حیاتی است که خانه برخی کسان جایگاه همه نوع از بهترین انواع هنر و ادب باشد و نخبه هر چه که محصول تمدن است در آن گرد آید تا اینکه خانه هیچکس چنین نباشد. این خرق عادت و عرف چشمگیر  بسیار بهتر است از فلاکت عمومی. بدون ثروت کسانی چون ماسیناس1 در وجود نخواهند آمد. «ایام خوش قدیم» ایام خوشی در قدیم نبود. نه خواجگان و نه بندگان وضعشان به خوبی امروز نبود. عودت به وضعیت قدیم برای هر دو گروه فاجعهبار خواهد بود - دست کم نه برای آنان که در خدمت دیگراناند- و با خود تمدن را جارو خواهد کرد و برد. اما اینکه تغییرات حادث شده به خوبی ختم شود یا به بدی این دیگر برعهده ما است. ما قادر به تغییر این مسیر نیستیم بنابراین این تغییرات را باید پذیرفت و از آن به بهترین وجه استفاده کرد. موجب اتلاف وقت است اگر به انتقاد از چیزی بپردازیم که گریزناپذیر است.»

اندرو کارنگی (۱۸۳۵-۱۹۱۹) مهاجری اسکاتلندی بود که به آمریکا آمد و با تولید فولاد به مکنتی رسید و بشردوستی برجسته شد و از ثروت خود برای تأسيس دانشگاه‌‌ها، کتابخانه‌ها و موقوفه‌ کارنگی برای صلح بين‌المللی استفاده کرد. کارنگی در «دوره‌ طلایی» کارش رونق گرفت یعنی دوره‌ رشد سريع اقتصادی در اواخر قرن نوزدهم که در سلطه‌ طبقه‌ جدیدی از نخبگان ثروت‌مند بود. کارنگی که خود عضوی از این طبقه‌ اجتماعی بود، بر این باور بود که طبقه‌ بالاتر اجتماع وظیفه دارد که بخشی از ثروت‌اش را ميان فقرا توزيع کند.

کارنگی در مشهورترین مقاله‌اش با عنوان «انجيل ثروت» (۱۸۸۹) مديریت ثروت‌ را يکی از عظيم‌ترين چالش‌های جامعه می‌داند و استدلال می‌کند که مواهب عظيم باید در راه خير مشترک و عمومی مردم صرف شود. اين مقاله قوياً از فردگردايی و تولید ثروت حمايت می‌کند و در عين حال تلاش برای ايجاد جامعه‌ای بهتر را وظیفه‌ ثروت‌مندان می‌داند. 

دانلود کامل مقاله:
https://goo.gl/IZ1ngm

#انجیل‌ثروت
#انجیل_ثروت
#اندروکارنگی

برای مادرم از عاشورای ۸۸ تا همین چند روز پیش، هر روزش عاشورا بود


برای مادرم از عاشورای ۸۸ تا همین چند روز پیش، هر روزش عاشورا بود

عکس هایی که می بینید، یکی بوسه شهرام بر گونه #مادر است وقتی که هنوز برای اعتراض به خیابان نرفته بود. دیگری عکس پدر و مادری است که همیشه نگران حضور شهرام در راهپیمایی های اعتراضی سال ۸۸ بودند و عکس آخر عکس وداع خانواده های کشته شدگان این سالهاست با مادر شهرام که زنده نماند تا در یک دادگاه عادلانه شاهد محاکمه قاتل فرزندش باشد. راحله فرج زاده تارانی خواهر شهرام می گوید مادرم رفت پیش شهرام ولی از عاشورای ۸۸ تا همین چند روز پیش هر روزش برای مادرم عاشورا بود...

خواهر شهرام وقتی خبر زیر گرفتن معترضان زیر خودروهای نیروی انتظامی در اینترنت دست به دست می چرخد، پای کامپیو‌تر صورت خونین برادرش را شناسایی می‌کند، جان و جهانش می‌لرزد و پشت لپ تاپ کوچک خانه‌اش بلند بلند گریه می‌کند.

در مصاحبه ای که پیشتر با راحله انجام داده بودم گفته است:

«برادرم آن موقع که در #راهپیمایی شرکت می‌کرد نه بچه بود نه از زندگی‌اش سیر شده بود. او می‌دانست که با شرکت در راهپیمایی زندگی‌اش را در چه خطری می‌اندازد. برادرم قبلا هم در راهپیمایی‌های اعتراضی شرکت کرده بود، وقتی پدرم به من می‌گفت این بچه‌ها دارند با جان خودشان بازی می‌کنند، من به شهرام گفتم که آقاجان نگران شماست. شهرام به من گفت، آبجی، اینکه آقاجان نگران است و می‌گوید مواظب باشید ما حتما مواظب هستیم اما اگر ما شرکت نکنیم پس کی شرکت کند؟»

راحله فرج‌زاده تارانی، خواهر شهرام می‌گوید مردم چاره‌ای جز دفاع از خود نداشتند: به محض اینکه یک نفر می‌گوید مرگ بر #دیکتاتور، این‌ها به مردم شلیک می‌کنند. بعد از اینکه این‌ها به یک عده آدم بی‌گناه شلیک می‌کنند، کسی مثل برادر من زیر گرفته می‌شود، چه انتظاری داشتند؟ بعد از اینکه مردم می‌بینند که این‌ها چطور به شکل فجیع و با این بی‌رحمی یک جوان را سه بار با ماشین زیر گرفته‌اند و بعد از آن هم نمی‌ایستند که جوان را حداقل به بیمارستان برسانند، کسانی که نمی‌دانم اصلا می‌شود اسمشان را آدم خطاب کرد، طبیعی است که مردم وقتی این‌ها را می‌بینند باید احساساتشان را نشان می‌دادند، باید می‌رفتند دو تا از این ماشین‌ها را آتش می‌زدند تا نفرتشان را نشان دهند، تا دلشان از این حرصی که داشتند، آرام می‌شد، چه انتظاری داشتند؟ مردم چه کار می‌توانستند بکنند؟

خواهر شهرام فرج‌زاده پیگیری‌های قضایی پرونده برادرش را بی‌حاصل می‌خواند:

«اولش یک عده از ما خواستند که آیا نمی‌خواهید شکایت کنید و دیه بگیرید؟ ما اولش یک واکنش عصبی نشان دادیم که از این‌ها ما دیه بگیریم؟ این‌ها قاتلان برادرم هستند. اما بعدش فکر کردیم که شاید ما اشتباه می‌کنیم و اگر این‌ها قبول کنند که دیه بدهند، به قول معروف حداقل قبول کردند که قاتل برادرم هستند اما این‌ها رذل‌تر و غیر انسان‌تر از این هستند که بپذیرند چنین کاری کردند، هیچ عکس العملی هم نسبت به خانواده برادرم و خانمش که جوان بود و دختر بچه‌اش نشان ندادند، هیچ مسولیتی نپذیرفتند. حتی ما تلاش کردیم بیمه‌ای که برادرم داشت را برای بچه‌اش بگیریم این‌ها همکاری نکردند، برخوردشان خیلی توهین آمیز بود، اول که اصلا می‌گفتند یک پژوی دزدیده شده مشکی به برادرتان زده است. بهانه‌های متفاوت. هر دفعه یک نگاه عاقل اندر سفیه به خانواده انداحتند و پوزخند زدند... برادرم می‌گوید احساس می‌کنیم هر دفعه که می‌رویم دارد به ما توهین می‌شود و الان مدت هاست که دیگر پیگیر نیستند.»