دوست خوبم مهدی رجبی از نویسندگان خوش قلم ادبیات کودک است که کتابخوان است و مثل بسیاری از اهل ادبیات - به ویژه ادبیات کودک -می کوشد از قلمرو خطرخیز سیاست پرهیز کند( که البته این هم موضعی سیاسی است). امروز پستی طنزآمیز درباره طنز انتخابات نوشته بود که اگر بنویسی رای می دهی، فحش می خوری،بنویسی رای نمی دهی ، فحش می خوری،بپرسی چه باید کرد فحش می خوری،...
من هم اضافه کردم: سکوت هم بکنی،فحش می خوری!!
یاد ماجرای ملانصرالدین و جوانک و الاغ ملا افتادم!
لابد شنیده اید که ملا به همراه پسرکی داشت از سربالایی بالا می رفت و پسرک هم سوار الاغ بود؛عابری به آن ها برخورد و دید که ملا عرق ریزان در پی پسرک می رود.باایستاد و به جوانک گفت: خجالت نمی کشی که وقتی می بینی پیرمرد فرتوتی همراهت در این گرما تو با خیال راحت سوار الاغ شده ای؟ پسرک شرمگین به زیر آمد و ملا سوار شد.پس از مدتی، رهگذر بعدی سر رسید و گفت :" خرس گنده شرم نمی کنی که خودت سوار شده ای و این طفلک، در این جوش گرما باید پیاده گز کند؟!".این بار دونفری سوار شدند و نفر بعدی تا آن ها را دید با پرخاش گفت " خدا را خوش می آید که در این آفتاب جگرسوز،دونفری سوار این حیوان زبان بسته شده اید؟". ملا و پسرک شرم زده به زیر آمدند و پیاده همراه با الاغ را افتادند و به خیال خود دیگر از گزند زبان خرده گیران،در امان خواهند بود؛اما خوش خیالی شان چندان به درازا نکشید، نفر بعدی با نگاه عاقل اندر سفیه گفت " نادان تا این الاغ قبراق و سرحال هست، چرا پیاده دارید گز می کنید؟!"
حالا به نظر شما با انتخابات چه باید کرد؟!!
من هم اضافه کردم: سکوت هم بکنی،فحش می خوری!!
یاد ماجرای ملانصرالدین و جوانک و الاغ ملا افتادم!
لابد شنیده اید که ملا به همراه پسرکی داشت از سربالایی بالا می رفت و پسرک هم سوار الاغ بود؛عابری به آن ها برخورد و دید که ملا عرق ریزان در پی پسرک می رود.باایستاد و به جوانک گفت: خجالت نمی کشی که وقتی می بینی پیرمرد فرتوتی همراهت در این گرما تو با خیال راحت سوار الاغ شده ای؟ پسرک شرمگین به زیر آمد و ملا سوار شد.پس از مدتی، رهگذر بعدی سر رسید و گفت :" خرس گنده شرم نمی کنی که خودت سوار شده ای و این طفلک، در این جوش گرما باید پیاده گز کند؟!".این بار دونفری سوار شدند و نفر بعدی تا آن ها را دید با پرخاش گفت " خدا را خوش می آید که در این آفتاب جگرسوز،دونفری سوار این حیوان زبان بسته شده اید؟". ملا و پسرک شرم زده به زیر آمدند و پیاده همراه با الاغ را افتادند و به خیال خود دیگر از گزند زبان خرده گیران،در امان خواهند بود؛اما خوش خیالی شان چندان به درازا نکشید، نفر بعدی با نگاه عاقل اندر سفیه گفت " نادان تا این الاغ قبراق و سرحال هست، چرا پیاده دارید گز می کنید؟!"
حالا به نظر شما با انتخابات چه باید کرد؟!!
به قول کلیله و دمنه از این باب بنوشتم که از تیر ناسزای حاسدان و بداندیشان در امان بمانم !
پ.ن :نگران نباشید که با خلاقیتی که در امت همیشه در صحنه سراغ دارم،حتما راهی و انگیزه ای برای فحش دادن پیدا خواهند کرد! همانند برادر اردو غان و داوود اوغلو که با هر بهانه ای کردهای ترکیه و سوریه و روزنامه نگاران و استادان دانشگاه و روشنفکران و منتقدان را یا می کشد و یا اخراج می کند و یا زندان!
بله " ه قول حافظ شیرین سخن مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه"
البته در گوشی و خیلی خصوصی بگویم که برخی می پرسند که رای می دهی یانه؟ این سخن بدان آوردم که خودتان حدس بزنید !!!
بله " ه قول حافظ شیرین سخن مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه"
البته در گوشی و خیلی خصوصی بگویم که برخی می پرسند که رای می دهی یانه؟ این سخن بدان آوردم که خودتان حدس بزنید !!!

No comments:
Post a Comment