حسین پناهی، هنرپیشه و شاعر ایرانی در شعری میسراید: «شک دارم به ترانهای که زندانی و زندانبان با هم زمزمه میکنند»
ظاهرا گویا زندانبان ترانهای میخواند و زندانی ترانهای دیگر. و باید شک داشت به ترانهای که هر دو با هم میخوانند.
گویا زندانی سیاسی مطالبهای دارد و زندانبان آمده است که با انفرادی و مصادیق دیگر شکنجه زندانی را از بیان خواستهی خود بازبدارد.
حال پرسش این است که آیا میتوان با استناد به قوانینی که وجود دارد به ترانهی مشترکی رسید که زمزمهاش بتواند بخشی از حقوق از دسترفتهی زندانی سیاسی و عقیدتی را جبران کند؟ آیا اینکه بگوئیم قوانین در کشور ناعادلانه است کافی است تا دیگر به نسبت زندانی و زندانبان نیاندیشیم و قوانین مربوط به آن را مورد بررسی قرار ندهیم؟
آیا با همهی نواقصی که قانون دارد میتوان راهی گشود که زندانی کمتر آسیب ببیند؟ آیا حقوق زندانی فقط مربوط به #حقوق_زندانی سیاسی و عقیدتی است؟ آیا شناخت قوانین این حوزه میتواند به زندانی کمک کند تا با شناخت بیشتر حقوق خود و قوانین نايل آید و از این طریق شرایط را برای خود بهتر بسازد.
توانا قرار است دورهای برگزار کند به پرسشهایی از این دست بپردازد. شما نیز میتوانید در این بحثها شرکت کنید و پرسشها و نظرات خود را مطرح کنید.
این دوره را محمد اولیاییفرد حقوقدان و وکیل دادگستری که خود زمانی زندانی سیاسی بوده است برگزار میکند.
No comments:
Post a Comment